عاشوراییان زنجان
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيکي:
آرشيو مطالب

درباره ما

این وب وابسته به هیچ گروه و سازمانی نیست و از نظر فکری فقط از احکام شرعی و منویات امام خامنه ای تبعیت می کند .
دیگر امکانات
 سید علی اگر لب تر کند جان را فدایش می کنیم کربلا را تو مپندار که شهریست در میان شهرها و نامیست در میان نام‌ها  بازنده نگهداشتن عاشوراء کشور شما آسیب نخواهد دید السلام علیک یا ابا عبدالله بسیج لشگر مخلص خداست أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء شهید نظر می کند به وجه الله
+ نوشته شده توسط b-zanjan در یکشنبه 11 خرداد 1393 و ساعت 00:26 | ارسال نظر(0)

محمدرضا خاتمی  در مصاحبه  با « فصل اعتدال » 

 و  در  پاسخ  این پرسش که  آیا  اعتدال  را  یک 

گفتمان  می‌دانید؟  گفت :  اعتدال اصلا نمی‌تواند

یک گفتمان باشد.

اعتدال یک روش یا حداکثراستراتژی، خط‌مشی

و راه است. وقتی یک برنامه‌ای را می‌نویسیم،

باید  هدف،  رسالت  استراتژی  و  خط‌   مشی

و تاکتیک‌هایی که کار را عملیاتی می‌کند داشته

باشد. گفتمان باید  هدف راتعیین کند  که  به کجا

می‌خواهد برسد.

ما گفتمان  اصلاحات داریم،  تقریبا  روشن  است

اهدافش چیست. ما  گفتمان اصولگرایی داریم و تا حدودی مشخص است که هدف و رسالتش

در جامعه ما چیست. 

از این رو من اعتدال را به عنوان  یکمشی قبول دارم؛ یعنی میانه‌روی. البته به نظرم باز هم در

این مسیر ابهام زیادی وجود دارد. برای منسوال است و از همان ابتدا هم این سوال را مطرح

کردم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 و ساعت 17:50 | ارسال نظر(0)

 

شاید در تعریف عاشقانۀ عشق بتوان گفت‌: عشق آتش سوزان است و دریای بی‌کران است؛ هم جان است و هم جان را جان است و قصۀ بی‌پایان است و درد بی‌درمان است. عقل در ادراک او حیران است و دل در دریافتِ او ناتوان است. نهان‌کنندۀ عیان است و عیان‌کنندۀ نهان است. روحِ روحا است و فتحِ فتوح است.

اما به‌راستی حقیقت عشق چیست‌؟ عشق را چگونه می‌توان تعریف کرد‌؟ عشق کلمه‌‌ایست که تنها یک کلمه نیست؛ بلکه دنیایی‌ست که زبان قاصر از تعریف آن است و چه خوش مولانا زبان را عاجز از بیان عشق می‌داند و می‌گوید‌:

علت عاشق ز علت‌ها جداست                عشق اصطرلاب اسرار خداست

عاشقی گر زین سر و گر زان سرست        عاقبت ما را بدان سر رهبرست

هرچه گویم عشق را شرح و بیان            چون به عشق آیم، خجل باشم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگرست               لیک عشق بی‌زبان روشن‌ترست

چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت              چون به عشق آمد، قلم بر خود شکافت.

اما در ریشه‌شناسی کلمۀ عشق، عشق از عشقه گرفته شده و آن گیاهی است به نام لبلاب، چون بر درختی پیچد، آن را بخشکاند. عشق صوری درخت جسم صاحبش را، خُشک و زردرو می‌کند؛ اما عشق معنوی، بیخ درخت هستی اعتباری عاشق را خشک سازد و او را از خود بمیراند. بر‌این‌اساس است که عده‌ای عشق را در لغت، افراط دوست‌داشتن و محبت تام معنی کرده‌اند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 و ساعت 17:04 | ارسال نظر(1)

این عکس حاصل آموزه های وهابیت کثیف است .

 هتاکی مامور ملک عبداله به کعبه که پای خود را بر روی دیوار و نزدیک حجرالاسود قرار داده بود

ضمن انکه در شبکه های هیاهوی زیادی ایجاد کرده است بگونه ای که مسلمانان و مسیحیان آن را محکوم کردند .

+ نوشته شده توسط b-zanjan در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 و ساعت 16:07 | ارسال نظر(0)

آقای ن دانش لطف کردن و خاطرات خودشون را از بسیج و جبهه رفتن ارسال نمودند که ما به مرور

انها را انشالله منتشر خواهیم کرد.

برای آموزشهای تکمیلی به لشگر 21 حمزه تهران رفتیم من و حدود 200یا 300 نفر خدا رحمت کنه خیلی ها

شون شهید شدند و عده هم جانباز الان بعضی ها رو می بینم در کهولت سن جوانند !!

اموزشها تحت نظر تکاوران ارتش شروع شد عجب روزهای سختی بود چون انها سر یکماه می خواستند از ما

کلاه سبز درست کنند من 13 یا 14 سال بیشتر نداشتم خیلی شلوغ بودم و برادران مربی هم به کسی ارفاق

قایل  نبودند اخرهای آمورش  برای ارزیابی بدنها  همه را به پشت خوباندند و از شکم  یکی به  شکم  بقلی

می پریدند نوبت من که رسید من یه زره تکان خوردم پای تکاور روی بازی من افتادن همانا او با صورت افتاد روی

دیگران من چیزیم نشده بود یه کوفتگی ساده بود ولی مربی ...

سریع از ترس داد زدم وای دستم وای دستم

من سریع بردن درمانگاه ...

اینگونه بود مربی ها من شناختن .

+ نوشته شده توسط b-zanjan در چهارشنبه 07 خرداد 1393 و ساعت 21:17 | ارسال نظر(0)

رئیس جمهور آمریکا طی سخنانی گفت:  

اکنون برای اولین بار در یک دهه گذشته فرصت وی در ادامه افزود:

"اکنون، فرصتی برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات‌مان داریم. هنوز راه درازی برای

موفقیت  وجود   دارد  و ما تمام گزینه‌ها را روی میز نگه‌ داشته‌ایم  تا از

دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنیم".

رئیس‌جمهور آمریکا گفت:‌ "اما برای اولین بار در یک دهه، شانسی واقعی برای

دستیابی به یک توافق موفقیت‌آمیز داریم ــ توافقی که تأثیرگذارتر و پایاتر از آن

چیزی است که می‌توان از طریق زور به دست آورد !!!!!!! ( جون بابات اگر

می تونستی درنگ نمی کردی )

و از طریق این مذاکرات، قصد داشته‌ایم با کار از طریق کانال‌های چندگانه جهان را در طرف خودمان نگه داریم".

+ نوشته شده توسط b-zanjan در چهارشنبه 07 خرداد 1393 و ساعت 20:49 | ارسال نظر(0)

بر طبق قرآن کریم خداوند همه اسما (حقایق) را به آدم آموخت و آنگاه فرشتگان را امر فرمود که آدم را سجده کنند و شیطان از آن جهت رانده درگاه شد که بر خلیفة الله آگاه به حقایق سجده نکرد و سنت به ما آموخته است که شجره ممنوعه، طمع، حرص و چیزی از این مقوله بود یعنی چیزی که به حیوانیت آدم مربوط می شد نه به انسانیت او و شیطان وسوسه گر همواره بر ضد عقل و مطابق هوای نفس حیوانی وسوسه می کند و آنچه در وجود انسان مظهر شیطان است، نفس اماره است نه عقل آدمی.
شیطان از نظر قرآن کریم مصداق این آیه می باشد: «الذی احسن کل شیء خلقه»؛ «او خدایی است که همه چیز را نیکو آفرید.» (سجده/7) و نیز مصداق آیه: «ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی»؛ «پروردگار ما کسی است که آفرینش هر چیز را به او اعطا کرده، سپس هدایتش نموده است.» (طه/50) وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است. به موجب همان حکمت و مصلحت، شیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و مطلق. از همه شگفت تر این است که بر حسب منطق قرآن، خداوند خودش به شیطان پست، اضلال و گمراه سازی را اعطا فرموده است.
در این باره خداوند می فرماید: «و استفزز من استطعت منهم بصوتک و اجلب علیهم بخیلک و رجلک و شارکهم فی الاموال و الاولاد وعدهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا»؛ «هر که را از فرزندان آدم می توانی بلغزان، با سواره نظام و پیاده نظامت بر آنان بتاز، در ثروت و فرزند شریکشان شو و نویدشان ده و شیطان جز دروغ و فریب نویدشان نمی دهد.» (اسراء/ 64) گویی شیطان آمادگی خود را برای تحویل گرفتن پست اضلال اعلام می کند آنجا که می گوید: «فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم* ثم لاتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لاتجد اکثرهم شاکرین»؛ «به این سبب که مرا گمراه ساختی، بر سر راه ایشان خواهم نشست. آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از راست و چپشان خواهم آمد و بیشتر آنان را سپاسگزار نخواهی یافت.» (اعراف/ 16 و 17)



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در چهارشنبه 07 خرداد 1393 و ساعت 20:35 | ارسال نظر(0)

در باب تعریف صوفی و تصوف تعاریف مختلفی ارائه شده است برخی از بزرگان تصوف، از جمله قشیری وابوحفص سهروردی اقوال مختلف در این زمینه را بیان کرده ومتذکر شدند که هرکسی بنا به شرایط وحالتی که داشته، تعریفی از تصوف و صوفی ارائه داده وجمع آوری وبیان همه آنها امکان پذیر نیست. عبارت سهروردی دراین زمینه چنین است: «اقوال المشایخ فی ماهیة التصوف، تزید علی الف قول، فان الالفاظ وان اختلفت متقاربة المعنی». بیانات بزرگان درمعنی تصوف افزون بر هزار قول است که نوشتن آن دشوار باشد، اما این اختلاف در لفظ است نه معنا. (سهروردی، عوارف المعارف، ص: 24). برای نمونه به برخی از این تعاریف اشاره می کنیم:
صوفی: «پیرو طریقه تصوف، پشمینه پوش». (دهخدا، لغت نامه، ج9، ص: 13305).
«صوفی را از آن جهت صوفی گویند که اسرار آنها صاف و آثارشان پاک است. از این جهت است که گویند صوفی کسی است که دل خود را با خدا صاف کرده باشد و یا صوفی کسی است که معاملت او با خدا صاف باشد». (سجادی، فرهنگ تعبیرات عرفانی، ص310).
«صوفی آن باشد که دایم سعی کند در تزکیه نفس وتصفیه دل و تجلیه روح». (سهروردی، عوارف المعارف، ص: 24).
صوفی کسی است که در خود فانی وباقی به خدای تعالی است، از طبایع رها و به حقیقت حقایق متصل است. (تهانوی، کشاف اصطلاحات الفنون، ج1، ص: 840-839).
صوفی آن است که: «آنچ درسر داری بنهی و آنچ درکف داری بدهی واز آنچ بر تو آید نجهی». (محمد بن منور، اسرارالتوحید، ص: 285).
صوفی آن است که «آنچ کند پسند حق کند تا هرچه حق کند او بپسندد». (همان، ص: 290).
«ابوتراب نخشبی گوید صوفی را هیچیز تیره نکند وهمه تیرگیها بوی صافی شود». (همان، ص: 473).
امام ابوسهل صعلوکی گوید: صوفی اعراض کردن از اعتراض است. (همان، ص475).
شبلی گوید: «صوفی نبیند در دنیا باخدا غیر از خدا را». و«صوفی ازخلق بریده و به حق پیوسته است وصوفیان کودکانی در دامن حق هستند». (سجادی، فرهنگ تعبیرات عرفانی، ص: 310).



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در چهارشنبه 07 خرداد 1393 و ساعت 20:27 | ارسال نظر(0)

از همان آغاز به علل مختلف، سير و سلوک عرفاني با شيوه‏ها و روشهاي گوناگون انجام پذيرفته است که اين شيوه‏ها و      سليقه‏ ها به عنوان طريقت‏يا سلسله، شناخته شده‏اند، که به سلسله‏هاي مهم تصوف اسلامي ذيلا اشاره‏اي مي‏کنيم:

سلسله قادريه: منسوب به عبد القادر گيلاني (متوفي 562 ه.) ملقب به قطب الاعظم. پيروان اين مکتب وحدت وجودي هستند. و به محبت و خدمت‏شهرت دارند. اگرچه در اصل از بين حنابله برخاسته‏اند، اما تا حدود زيادي اهل تسامح و مسامحه بودند. در اين طريقت‏به حفظ سنت و شعائر تاکيد مي‏شود و اين طريقت در سراسر بلاد اسلامي منتشر شده است.

سلسله رفاعيه: منسوب به ابو العباس سيدي احمد رفاعي بصري (متوفي 578) است که سلسله شيوخ آن به معروف کرخي مي‏رسد. پيروان اين طريقت جهانگرد و خانه به دوش و در کار رياضت و تربيت و ترتيب ذکر، تندروتر از قادريه‏اند.

سلسله بدويه: منسوب است‏به سيدي احمد البدوي (متوفي 675) که آنان را احمديه نيز مي‏نامند. سلسله بدوي در مصر انتشار زيادي پيدا کرد. در يکي از جنگهاي صليبي که سن لوئي به مصر حمله کرد پيروان اين سلسله مسلمين را به جنگ با مسيحيان تشويق مي‏کردند. اما بي‏بند و باري و ميگساري آنها بعدها از اسباب عدم توجه عامه مسلمين به آنها شد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در چهارشنبه 07 خرداد 1393 و ساعت 19:12 | ارسال نظر(0)

فمینیسم در غرب

معنای فمینیسم (Feminism): واژه فمینیسم, نخستین بار در سال 1837 میلادی وارد زبان فرانسه شد.1 بنابراین, این واژه در اصل فرانسوی است و ریشه آن Feminine به معنای ماده, زنانه, مؤنث و نیز Female به معنای جنس ماده, مؤنث و زن است.2 برای واژه فمینیسم, در زبان فارسی, برابرهای گوناگونی پیشنهاد شده است: زن گرایی, زنانه نگری, زن سالاری, زن وری, زن محوری, زن مداری, نهضت زنان, جانبداری از حقوق زنان, عقیده به برابری زن و مرد و…

اما فمینیسم در اصطلاح: درباره معنای اصطلاحی آرای اهل نظر, دچار پراکندی است.

زمانی که برای نخستین بار این واژه به دایره واژگان فرانسه وارد شد, فرهنگ لغت (رُبر) (Robert) در تعریف آن نوشت:

 (فمینیسم یعنی آیینی که طرفدار گسترش حقوق و نقش زن در جامعه است.)3

 بسیاری, فمینیسم را یک جنبش اجتماعی زنان دانسته اند, اما فمینیسم, هم ایدئولوژی است و هم جنبش اجتماعی. ایدئولوژی است, چون تأکید بر ارزش مساوی زنان, با مردان دارد و دست رد می زند بر سینه ایدئولوژیهای جنسیت گرا و پست شمار زنان. فمینیسم, جنبش اجتماعی است, چون تلاش سازمان یافته ای است برای دگرگون کردن نظامهای اجتماعی که به فرمانبری زنان از مردان, تأکید می ورزند و به آن ادامه می دهند.4

خانم ربکا وست (Rebecca West) که خود از سردمداران فمینیسم است (1913) می گوید:

 (من خودم هیچ گاه نتوانسته ام بفهمم فمینیسم یعنی چه و فقط می دانم هر وقت احساساتی را بیان می کنم که مرا از آدمی شل و ول یا یک روسپی متمایز می کند, به من می گویند فمینیست.)5



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط b-zanjan در سه‌شنبه 06 خرداد 1393 و ساعت 17:17 | ارسال نظر(2)

آقای ن دانش لطف کردن و خاطرات خودشون را از بسیج و جبهه رفتن ارسال نمودند که ما به مرور

انها را انشالله منتشر خواهیم کرد.

13 ساله بودم گفتن بسیج ثبت نام می کنه من و برادرم رفتیم ثبت نام کردیم آموزشها را طی کردیم و به عضویت

بسیج در آمدیم آموزش که نگو کافر مسلمان کردن بود .

اون زمانها مقر بسیج در کنار یک قبرستان قدیمی بود ضمن اینکه بسیج را بسیج ملی می گفتن بعدا تقییر نام به

بسیج مستضعفین داد .

من همیشه از شانه گذاری تفنگ M1 می ترسیم چون می ترسیدم انگشتم لای کلنگدن بمانه ، برنو از من بلندتر

بود ، زورم هم به به گلنگدن ژ3 نمی رسید .

خلاصه یه روز بنا شد من نگهبان شب طرف قبرستان باشم برادرم  نگهبان  دژبانی روزش چند مرده تصادفی آورده

بودند  دیدم  تابوتها را قبرستان  روی  هم چیدند راستش از نگاه به قبرستان می ترسیدم یه دفعه صدای حرکت از

تابوتها را شنیدم

دادشم را فریاد زدم...

پاسبخش امد گفت برادر اینجا من را صدا کن نه دادشت را حالا چی شده :

گفتم خدایی اوتابوتها یه صدایی دارند و تکان می خورند گفت نمی شه برادر یعنی چه خندید و رفت ...

یکدفعه بدقت نگاه کردم دیدم باز تابوت تکان خورد ، این بار فرار کردم پیش برادرم دیدم پاسبخش اونجا پیش برادرمه

می گفت ومی خندیدند ...

گفت برای چی برادر پستت را ترک کردی گفتم بابا تابوته حرکت می کنه چکار کنم :

گفت حالا که اینطوریه بیا بریم ببینیم چیه  با هم رفتیم پشت دیوار من اولین بار بود شب وارد قبرستان می شدم

رفتیم  سراغ تابوتها نزدیک تابوتها  یکی که بالا بود حرکت کرد  پاسبخش فریاد زد  هر کی هستی بیا بیرون و الا

تیر اندازی می کنم یه بار دیکه تکان خورد

پاسبخش یک تیر هوایی شلیک کرد همچین که صدای تیر آمد یک سگ بیرون پرید...

دیگه نای صحبت کردن و راه رفتن نداشتیم . 

ولی جلو رفتیم  چراغ قوه را که انداختیم  دیدیم تابوتها خونی هستند و سگه برای این امده .

به خونه که برگشتم چند روز مریض شدم ...

لوگوی وبگاه
عاشورائیان زنجان
همکاران سایبری
ثامن تم

 هیئت بین الحرمین ساری


رزمنده سایبری
تخصصی مهدویت

???? ?????

https://8pic.ir/images/rgibwc9x51tm86kxjjxh.jpg

?? ???? ?????? ????? ???? ???

هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س)خرم آباد

مجمع فرهنگي رهپويان علي شهر سريش آباد

محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
نوای وب
پخش انلاین
همکاران دیگر

 دعای عشق بخوان

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران