من و خاطراتم از بسیج و جبهه رفتن ( 2 )
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيکي:
آرشيو مطالب

درباره ما

این وب وابسته به هیچ گروه و سازمانی نیست و از نظر فکری فقط از احکام شرعی و منویات امام خامنه ای تبعیت می کند .
دیگر امکانات
 سید علی اگر لب تر کند جان را فدایش می کنیم کربلا را تو مپندار که شهریست در میان شهرها و نامیست در میان نام‌ها  بازنده نگهداشتن عاشوراء کشور شما آسیب نخواهد دید السلام علیک یا ابا عبدالله بسیج لشگر مخلص خداست أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء شهید نظر می کند به وجه الله
+ نوشته شده توسط b-zanjan در پنج‌شنبه 08 خرداد 1393 و ساعت 16:07 | ارسال نظر(0)

آقای ن دانش لطف کردن و خاطرات خودشون را از بسیج و جبهه رفتن ارسال نمودند که ما به مرور

انها را انشالله منتشر خواهیم کرد.

برای آموزشهای تکمیلی به لشگر 21 حمزه تهران رفتیم من و حدود 200یا 300 نفر خدا رحمت کنه خیلی ها

شون شهید شدند و عده هم جانباز الان بعضی ها رو می بینم در کهولت سن جوانند !!

اموزشها تحت نظر تکاوران ارتش شروع شد عجب روزهای سختی بود چون انها سر یکماه می خواستند از ما

کلاه سبز درست کنند من 13 یا 14 سال بیشتر نداشتم خیلی شلوغ بودم و برادران مربی هم به کسی ارفاق

قایل  نبودند اخرهای آمورش  برای ارزیابی بدنها  همه را به پشت خوباندند و از شکم  یکی به  شکم  بقلی

می پریدند نوبت من که رسید من یه زره تکان خوردم پای تکاور روی بازی من افتادن همانا او با صورت افتاد روی

دیگران من چیزیم نشده بود یه کوفتگی ساده بود ولی مربی ...

سریع از ترس داد زدم وای دستم وای دستم

من سریع بردن درمانگاه ...

اینگونه بود مربی ها من شناختن .


لوگوی وبگاه
عاشورائیان زنجان
همکاران سایبری
ثامن تم

 هیئت بین الحرمین ساری


رزمنده سایبری
تخصصی مهدویت

???? ?????

https://8pic.ir/images/rgibwc9x51tm86kxjjxh.jpg

?? ???? ?????? ????? ???? ???

هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س)خرم آباد

مجمع فرهنگي رهپويان علي شهر سريش آباد

محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» [Post_Tags_Title] (<-TagCount->),
نوای وب
پخش انلاین
همکاران دیگر

 دعای عشق بخوان

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران