مفاخر علمی استان زنجان 1 شیخ شهاب الدین سهروردی
تماس با مدیر

نام و نام خانوادگي:
پست الکترونيکي:
آرشيو مطالب

درباره ما

این وب وابسته به هیچ گروه و سازمانی نیست و از نظر فکری فقط از احکام شرعی و منویات امام خامنه ای تبعیت می کند .
دیگر امکانات
 سید علی اگر لب تر کند جان را فدایش می کنیم کربلا را تو مپندار که شهریست در میان شهرها و نامیست در میان نام‌ها  بازنده نگهداشتن عاشوراء کشور شما آسیب نخواهد دید السلام علیک یا ابا عبدالله بسیج لشگر مخلص خداست أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء شهید نظر می کند به وجه الله
+ نوشته شده توسط b-zanjan در پنج‌شنبه 01 خرداد 1393 و ساعت 18:53 | ارسال نظر(0)

هشتم مرداد در کشور ما روز سهروردی نام گرفته است. به همین مناسبت

نگاهی کوتاه به زندگی و آراء فلسفی این حکیم ایرانی خواهیم داشت.

 شیخ شهاب الدین سهروردی چهره‌ برجسته ا‌ی در حکمت ، فلسفه و عرفان

در فرهنگ ایران است. او در سال 549 هجری قمری در قریه‌ سهرورد زنجان

دیده به جهان گشود. اولین آموخته های او در شهر مراغه نزد مجدالدین

جیلی بود . سهروردی نزد جیلی ، فقیه مشهور آن زمان ، فقه را آموخت

و در همانجا و نزد همین استاد با فخر رازی ، منتقد بزرگ فلسفه مشاء ،

همدرس بود . با آنکه این دو از نظر علمی تفاوت های آشکاری با یکدیگر

داشتند اما دوستی و قرابتی عجیبی میان این دو بر قرار بود.

سهروردی پس از تکمیل تحصیلات به اصفهان رفت تا نزد ظهیرالدین فارسی، علم منطق را بیاموزد. او در همین شهر بود که برای نخستین بار با افکار ابن سینا روبرو شد و پس از مدتی تسلط خاصی بر آن پیدا کرد.

سهروردی پس از اتمام تحصیلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد. شیخ در جریان سفرهایش مدتی با جماعت صوفیه هم کلام شد و به مجاهدت نفس و ریاضت مشغول شد .

هنگامی که سفرهای سهروردی گسترده تر شده بود به آناتولی رسید و از آنجا به حلب سوریه رسید. در همان شهر با ملک ظاهر ، پسر صلاح الدین ایوبی ، دیداد کرد. ملک ظاهر شیفته شیخ شده و مقدمش را گرامی داشت و از او خواست که در آن جا بماند. سهروردی پذیرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد و پیرو وفادارش شمس الدین شهروزی به او پیوست .

 شیخ همیشه در بیان مسائل ، به خصوص احکام و مسائل مربوط به دین بی باک بود و همین صراحت بیان او بود که سرانجام فقهای قشری عامه علیه او شوریدند ، او را مرتد خوانده و سخنانش را خلاف اصول دین دانستند. این کینه و عناد تا جایی رسید که ملک ظاهر را تشویق به قتل او کردند. اما ملک ظاهر نمی پذیرفت و به خواست آنان توجهی نمی کرد. اما فقها با ارسال شکوائیه به صلاح الدین ایوبی او را مجاب کردند که فرمان قتل شیخ را صادر کند. سرانجام صلاح الدین ایوبی در نامه ای از پسرش خواست به دلیل برخی ملاحظات سیاسی شیخ را به قتل برساند .

بدین ترتیب شیخ را زندانی کرده و در سن 36 یا 38 سالگی به قتل رسید. مشهور است که او را به دار آویختند یا خفه کردند. جنازه‌ شیخ را در روز جمعه آخر ذی الحجه سال 587 هـ.ق از زندان بیرون آوردند. جرم او معاندت با شرایع دینی بود. بدین ترتیب سهروردی نیز سرانجامی همچون سقراط یافت .

 سهروردی در طول عمر کوتاه خود حدود پنجاه کتاب و رساله به یادگار مانده است . آثار او نه تنها حاوی مهمترین آثار وی است بلکه به طرز شگفتی از نظر فصاحت و بلاغت تحسین شده و دارای نثری پخته و قوی است.


آثار سهروردی را می توان به چهار بخش تقسیم کرد :

1- کتاب های صرفا فلسفی وی که به زبان عربی است . تلویحات ، المقاومات و مطارحات و معروف ترین کتاب فلسفی وی ، حکمت الاشراق ، از این جمله اند .

2- رساله های عرفانی وی که به زبان پارسی و برخی به عربی است. از این جمله عقل سرخ ، آواز پر جبرئیل ، صفیر سیمرغ و لغت موران به پارسی و هیاکل النور و کلمة التصوف به عربی است .

3- ترجمه ها و شروحی که او بر کتب پیشینیان ، قرآن و احادیث نوشته است. مانند ترجمه‌ فارسی رسالة الطیر ابن سینا و شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا و تفاسیری بر چند سوره قرآن کریم .

4- دعاها و مناجات نامه هایی که به زبان عربی است و آنها را الواردات و التقدیسات نامیده است . برخی بر این باورند که روش اشراقی را ابن سینا بنیان نهاده و معتقدند ابن سینا در کتاب منطق المشرقین و سه فصل آخر کتاب اشارات و تنبیهات به آن اشاره کرده است. اما با تمام این احوال همه دوستداران فلسفه معتقدند اگر ابن سینا بینانگذار فلسفه اشراق باشد یا نباشد ، این سهروردی است که حکمت اشراق را به حد اعلا و تکامل رسانده است. سهروردی در این کتاب به نوعی از بحث وجود رسیده که تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی اکتفا نمی کند ، بلکه شیوه استدلالی محض را با سیر و سلوک قلبی همراه می سازد. سهروردی برای تدوین فلسفه خویش منابع متعددی داشت که با گردآوری آنها و تنظیم شگفت انگیز ایشان در کنار هم فلسفه ی نوین خود را پایه گذاری کرد. این منابع به سه دسته کل تقسیم شده اند :

5. حکمت الهی یونان ، سهروردی بر خلاف فیلسوفان پیشین که تنها به ارسطو توجه ویژه ای داشتند شیفته فیثاغورث و امپدکلوس  و به ویژه افلاطون بود ، تا حدی که افلاطون را پیشوای حکمای اشراق می داند.

6. حکمت مشاء، بدون شک این حکمت مشائی بود که مقدمه‌ی اشراق شده است. سهروردی با گردآوری آثار مشائین به خصوص ابن سینا توانست اینگونه از آرا مشاء را در حکمت اشراق استفاده کند.

7. حکمت ایران باستان ، از نکات برجسته و جالب توجه سهروردی علاقه‌ی خاص او به حکمت پارسی باستان است به خصوص شخص زردشت است. این توجه ویژه به حدی است که برخی اصطلاحات حکمت اشراق را از اوستا و منابع پهلوی گرفته است . او در کتاب حکمت الاشراق ، زردشت را حکیم فاضل نمیده و حتی خودش را زنده کننده حکمت ایران باستان دانسته است. جالب آنکه شیخ مانی و مزدک را مصلحین زردشتی گری نمی داند بلکه آن دو را نکوهش کرده و بدعت گذار نامیده است.

 سهروردی حقیقت را امری واحد می دانست و آن را منسوب به خداوندی واحد دانسته و اصطلاح « الحق من ربک » را از قرآن وام گرفته است. سهروردی می گوید : « حقیقت ، خورشید واحدی است که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی یابد. شهر واحدی است که باب های کثیری دارد و راههای فراوان به آن منتهی است ».

سهروردی عقیده داشت در ایران باستان امتی می زیست که مردم را به حق رهبری می کرد و آنان را پرستنده حق واحد می دانست. سهروردی افراد این امت را پهلوانان و جوان مردانی یگانه پرست می دانست و ایشان را با این کلام معرفی می کند : « خداوند ولی کسانی است که ایمان آورند و ایشان را از ظلمت به سوی نور هدایت می کند » او حکمای ایرانیان باستان را کسانی می داند که با شیوه‌ اشراقی به مقام عرفانی والایی رسیده اند.

سهروردی پهلوانان فرزانه ‌ای چون کیومرث و تهمورث و حکیمانی چون زردشت و جاماسپ را برای اولین بار در فلسفه معرفی می کند. وی  واقعیت اشیاء را به نور تمثیل می کند و آنچه را که تفاوت میان آنهاست در شدت و ضعف نورانیت آنها می داند. او معتقد است که نوری واحد عامل آشکار شدن اشیاء است و هستی مطلق و نور محض را « نورالانوار » خداوند می داند .

 مکتب فلسفی شیخ اشراق

 نظام فلسفي شيخ اشراق مرحوم سهروردي بيشتر بر اشراق ، مكاشفه، تصفيه نفيس و اصول كشفي ذوقي بنا شده است، سير و سلوك و شهودات دروني از مهمترين عناصر نظام فلسفي وي به شمار مي‌رود.

شيخ اشراق، نظام فلسفي مشاء را (كه خود از آن تعبير به حكمت بحثي مي‌نمايد) در رسيدن به حقائق هستي بسيار ناتوان مي‌داند به اين گونه که  ایشان در مقدماتش بر حكمت الاشراق اين طور مي‌نويسد: «كسي كه طالب روش بحثي در حكمت است بايد طريقه مشائين را بپيمايد كه در اين جهت محكم و نيكو نوشته شده است. در اين صورت ما با او سخني در قواعد اشراقي نداريم».

از اين رو سهروردي در بررسي‌هاي انتقادي خويش مهمترين مباني و اصول حكمت مشاء را در نهايت دقت و ظرافت به نقد كشيده است به طوری که مهمترين محورهاي اختلافي بين ابن سينا را مي‌توان در موارد زير خلاصه كرد: 1ـ تشكيك در ماهيت يا وجود 2ـ اصالت وجود يا ماهيت 3ـ وجود يا عدم صورت نوعيه 4ـ مثل افلاطوني 5ـ وحدت و كثرت 6ـ شروط ادراك 7ـ نوعي يا غير نوعي بودن اختلاف انوار مجرده عقليه و ده‌ها مسائل ديگر .

 رد نژادپرستی سهروردی

 برخي‌ از كساني‌ كه‌ در تاريخ‌ فلسفه‌ اسلامي‌ خود را صاحب‌ نظر مي‌دانند شيخ‌ مقتول‌ شهاب‌ الدين‌ سهروردي‌ را در زمره‌ي‌ شعوبيه‌ به‌ شمار آورده‌ و آثار وي‌ را نيز بر همين‌ اساس‌ مورد ارزيابي‌ قرار داده‌اند. دكتر محمدعلي‌ ابوريان‌ استاد و رئيس‌ بخش‌ فلسفه‌ در دانشكده‌ افسريه‌ مصر از جمله‌ي‌ اين‌ اشخاص‌ به‌ شمار مي‌آيد. وي‌ كتابي‌ تحت‌ عنوان‌"تاريخ‌ انديشه‌ي‌ فلسفي‌ در اسلام" به‌ رشته‌ي‌ تحرير درآورده‌ و در آن‌ اين‌ مسئله‌ را مطرح‌ ساخته‌ است‌. اين‌ استاد مصري‌ مي‌گويد: نهضت‌ شعوبيه‌ در پايين‌ آوردن‌ اعتبار  قوم‌ عرب‌ و كاستن‌ ارزش‌ آنان‌ تأثير فراوان‌ داشته‌ است‌. وي‌ بر اين‌ عقيده‌ است‌ كه‌ شعوبيّه‌ تنها گروهي‌ از ايرانيان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند كه‌ از انديشه‌ عنصري‌ و نژادپرستي‌ جانبداري‌ مي‌نمايد.

 دكتر ابوريّان‌ نظريه‌ي‌ چند تن‌ از محققان‌ را نيز درباره‌ي‌ اينكه‌ قوم‌ عرب‌ از درك‌ مسائل‌ فلسفي‌ ناتوان‌ مي‌باشند در كتاب‌ خود نقل‌ كرده‌ و آنها را مورد انتقاد شديد قرار داده‌ است‌.

 جاحظ‌ در كتاب‌ «البيان‌ و التبيين‌» و صاعد ابن‌ احمد در كتاب‌ «طبقات‌ الامم‌» اين‌ مسئله‌ را مطرح‌ ساخته‌ و قوم‌ عرب‌ را در مورد درك‌ مسائل‌ فلسفي‌ ضعيف‌ و سست‌ به‌ شمار آورده‌اند صاحب‌ كتاب‌ «عقد الفريد» نيز عين‌ اين‌ عقيده‌ را ابراز داشته‌ است‌.

 در اين‌ سخن‌ ترديد نيست‌ كه‌ سهروردي‌ با قوم‌ عرب‌ مخالف‌ نبوده‌ و به‌ هيچ‌ وجه‌ با آنان‌ به‌ دشمني‌ سخن‌ نگفته‌ است‌ دليل‌ اين‌ امر آن‌ است‌ كه‌ اين‌ فيلسوف‌ متألّه‌ يك‌ مسلمان‌ واقعي‌ بوده‌ و شخص‌ مسلمان‌ به‌ برتر بودن‌ نژاد معتقد نمي‌باشد. آنچه‌ در نظر سهروردي‌ اهميت‌ دارد وصول‌ به‌ حقيقت‌ بوده‌ و حقيقت‌ كامل‌ را نيز جز وحي‌ محمدي‌ (ص‌) كه‌ در قرآن‌ مجيد متجلّي‌ است‌ چيز ديگري‌ به‌ شمار نمي‌آورد.

 دكتر محمدعلي‌ ابوريّان‌ اين‌ فيلسوف‌ مسلمان‌ را با صراحت‌ تمام‌ از شعوبيه‌ به‌ شمار آورده‌ اما در اين‌ باب‌ سند معتبري‌ ارائه‌ نكرده‌ است‌؛ تنها چيزي‌ كه‌ وي‌ براي‌ مدّعاي‌ خود سند قرار داده‌ است‌ اين‌ است‌ كه‌ سهروردي‌ بسياري‌ از اصطلاحات‌ و كلمات‌ فارسي‌ را در آثار خود به‌ كار برده‌ است‌. ما در اينجا عين‌ عبارت‌ دكتر ابوريان‌ را مي‌آوريم‌ تا خواننده‌ي‌ اين‌ اوراق‌ به‌ نوع‌ استدلال‌ وي‌ در اين‌ باب‌ واقف‌ شده‌ و خود به‌ داوري‌ بنشيند.
شهادت شیخ اشراق

 كيفيت‌ قتل مرحوم شیخ اشراق‌، بعضي‌ نوشته‌اند: او را حبس‌ كردند و طعام‌ از او باز داشتند تا از گرسنگي‌ جان‌ داد و اين‌ را خود او از الملك‌ الظاهر سلطان وقت، خواسته‌ بود. بعضي‌ گفته‌اند: با زه‌ كمان‌ خفه‌اش‌ كردند. برخی دیگر می گویند :‌ از پشت‌ بام‌ به‌ زيرانداختن‌ و سپس‌ جسدش‌ را سوزاندند.

 الملک ظاهر پس‌ از كشتن‌ او سخت‌ پشيمان‌ شد و دستور داد همه‌ كساني‌ را كه‌ به‌ قتل‌ او فتوي‌ نوشته‌ بودند تبعيد كنند و اموال‌ و دارايي‌ آنها را به‌ غرامت‌ بردارند و اندوخته‌هايشان‌ را مصادره‌ كنند.

 در سنين‌ عمر شیخ اشراق نیز اختلاف‌ است‌ و از سي‌ و سه‌ تا پنجاه‌ سال نوشته‌اند.بنا بر قول صحیح‌ سهروردي‌ در سال‌ 579 هجري‌ وارد حلب‌ شد و در چهارم رجب سال‌ 587 در سن چهل سالگی به قتل رسید‌.

لوگوی وبگاه
عاشورائیان زنجان
همکاران سایبری
ثامن تم

 هیئت بین الحرمین ساری


رزمنده سایبری
تخصصی مهدویت

???? ?????

https://8pic.ir/images/rgibwc9x51tm86kxjjxh.jpg

?? ???? ?????? ????? ???? ???

هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س)خرم آباد

مجمع فرهنگي رهپويان علي شهر سريش آباد

محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما محل لوگوی شما
موضوعات مطالب
برچسب‌ها
» [Post_Tags_Title] (<-TagCount->),
نوای وب
پخش انلاین
همکاران دیگر

 دعای عشق بخوان

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران