|
تماس با مدیر |
آرشيو مطالب |
آخرین مطالب |
|
درباره ما این وب وابسته به هیچ گروه و سازمانی نیست و از نظر فکری فقط از احکام شرعی و منویات امام خامنه ای تبعیت می کند . دیگر امکانات |
![]() + نوشته شده توسط b-zanjan در یکشنبه 05 مرداد 1393 و ساعت
15:23 |
ارسال نظر(1)
فصل: مرکب عشق مرکبی باقوتست بیک تک از دو عالم بیرون شود و جولان در عالم لامکان کند اگر طالب را قصد عالم لامکان بود جز بر مرکب تیز تک عشق میسر نشود. لعمری تا مرکب سید عالم صلعم براق بودو حامل او رفرف و برندۀ او پرنده و گذر در مکان از آن تنگنا بیرون نشد چون بر مرکب عشق سوار شد و در عالم شوق نامدار شد و بسیر عالم لامکان سر برآورد از مکاشفۀ عیانی خبر آورد اِذا شاهَدَ بِالعَیانُ تَجاوَزَ عَنِ المَکانِ. آن را که براق عشق حامل باشد
بی زحمت نیستی وجود پاکش معشوق بدو بطبع مایل باشد هر هستی را همیشه قابل باشد ٭٭٭ فصل: آن مرکب که خاص حضرت پادشاه بود و رکاب او را شایسته هرکه پای در رکاب آن مرکب آرد رقم بیحرمتی بروی کشند باشد که به سیاستی گرفتار شود اما اگر رکاب دار در اوان آنکه پادشاه بمیدان بود و گوی مرادش در چوگان برای آنکه مرکب بزودی بمیدان برد بر آن مرکب سوار شود در مذهب جهان داری روا بود. معشوق پادشاه است و روح مرکب و عشق رکاب دار اگر رکاب دار عشق بر مرکب روح سوار شود و بسوی میدان مراد معشوق تازد تا بواسطۀ آن گوی هوابحال گاه رضا رساند عیبی نبود. ٭٭٭
فصل: عجب آن نبود که عاشق از کمال عشق حامل ببار معشوق شود عجب آن بود که معشوق از کمال شوق که وَاِنّا اِلَیْهِم اشَدُّ شَوْقا حامل عین عاشق شود که وَحَمَلْناهُمْ فی البرَّ وَالْبَحْر. عاشق چو دل از وجود خود برگیرد
واللّه که عجب نباشد از دلبر او اندر دود و دامن دلبر گیرد کاو را بکمال لطف در برگیرد
وانرا که کشید لطف او نزد خودش
تا هستی او بامر در کار آید بی واسطۀ محرم اسرار آید
من می نکنم بار ملامت بر من
باری ز برای چیست انصاف بده
|
لوگوی وبگاه همکاران سایبری موضوعات مطالب برچسبها نوای وب پخش انلاین همکاران دیگر |