|
تماس با مدیر |
آرشيو مطالب |
آخرین مطالب |
|
درباره ما این وب وابسته به هیچ گروه و سازمانی نیست و از نظر فکری فقط از احکام شرعی و منویات امام خامنه ای تبعیت می کند . دیگر امکانات |
![]() + نوشته شده توسط b-zanjan در یکشنبه 11 خرداد 1393 و ساعت
02:12 |
ارسال نظر(0)
در پادگان 21 حمزه که اون وقتها در تهران بود ما رابردند میدان تیر . در میدان تیر تکاور ارتشی دو گونه نارنگ تفنگی آورد یکی سیاه بود یکی آبی یه دفعه عمدی آبی را موقع توضیح به زمین انداخت همه ترسیدن اون خندید با خودم گفتم اگه منو صدا کنن می بینیم کی می خنده !!! همینطور هم شد یک نفر کم سن و سال و یک پیرمرد انتخاب کردند من کم سن و سال بودم و دیگری پیرمردی بود به وصال حق رسید و جام شهادت نوشید دو نارنجک مشقی را به ما دادند و دو نارنجک جنگی را نگه داشتند . ما دو بسیجی را به خط آتش رفتیم و دستور آماده شدن داد ند... یه دفعه با خودم گفتم مال من که مشقیه حالا ببین ما چطور می خندیم !! پشت به ما کردن به گروهان گفتند دقیقا اینها را نگاه کنید و بعد گفتند آتش !!! بلافاصله تفنگ را عمود کردم و حدود 10 درجه به جهت مخالف بردم تا گروهان فریاد بزنند شلیک کردم . به خود آمدم ما مانده بودیم مربیان کل گروهان چون دیدند نارنجک بالا سرشونه در رفتند ... من بیچاره ماندم و سینه خیز در میان خارها بس خارها سفت و ریز بودند تمام دستام تا ارنج و زانو تا ساق پا پر خار شده بود و راست راستی گریه می کردم تا صبح خوابم نبرد جای خارها چرک کردن ولی در درمانگاه جوانمردی یکی یکی خارها را بیرون کشید ... ن دانش
|
لوگوی وبگاه همکاران سایبری موضوعات مطالب برچسبها نوای وب پخش انلاین همکاران دیگر |